سلام
 
براتون ي خبر خوب دارم مي خوام بهتون ادرس ي سايتي رو بدم خودمم توش عضوم
 
تو اين سايت ميتونين براي خودتون لباس طراحي كنيد و ......
 
پس زود باشيد بياين تو اين سايت عضو شين
 
اسم من تو اين سايت neda joon هست
 
حتما منو اد كنيد
 
منتظرتون هستم
 
ادرس سايت : www.softlnchub.com

pic

نوشته شده توسط neda | ۱۳ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۶:۵۱:۲۵ | آرشيو نظرات (3) | ادامه مطلب

از چهارمين فيلم مجموعه ي توآيلايت، Breaking Dawn (سپيده دم) خبرهايي دارد.

وايك گادفري، تهيه كننده ي تمام فيلم هاي "توآيلايت" ساگا، اقرار مي كند كه تيم جلوه هاي ويژه درمورد اين كه در فيلم سپيده دم چطور از پس كاراكتر (رنزمه) برخواهند آمد هيچ نظري ندارند، اما گفته كه به طور قطع نقشه بر آن است كه توليد فيلم ادامه پيدا كند - چه يك قسمت و چه تبديل فيلم به دو قسمت - نظر به اينكه پاييز سال 2010 فيلم برداري اين فيلم در ونكوور كانادا آغاز مي شود. او گفته كه هر سه ستاره ي فيلم براي "Breaking Dawn" قرارداد امضا كرده اند.

در مورد اينكه فيلم دو قسمت خواهد شد يا نه:
گادفري روز جمعه در مصاحبه اي گفت: «كارها داره مراحل خودش رو دنبال مي كنه. اين مسئله كه فيلم دو قسمتي مي شه يا نه تا وقتي كه كاملاً بررسي نشه و ببينيم كه حتماً اين كار لازمه مشخص نمي شه، فكر نمي كنم انجام بشه و اگر هم انجام شد، پس مي شه. در اصل به اين بستگي داره كه تا چه حد جزئيات كتاب در فيلم مياد، با وجود خون آشام هاي جديدي كه وارد داستان مي شن و تمام بخشي كه در مورد جيكوبه... اگر هم به يك تك فيلم محدود بشه تك فيلم خيلي طولاني اي خواهد بود.»

اما آيا كريس وايتز براي كارگرداني اين فيلم برخواهد گشت؟

«من فكر مي كنم اگه اون برگرده همه خوشحال خواهند شد، اما فكر نمي كنم كه همچين اتفاقي بيفته.»
گادفري و بقيه ي مجريان و مديران طرح دارند روي ليستي از كارگرداناني كه ممكن است براي اينكار مناسب باشند بررسي مي كنند. او مي گويد: «ما الآن فقط روي برنامه ريزيها و درست انجام دادنشون تمركز كرديم. در اين باره، بايد ببينيم چه شخصي در دسترسه و چه كسي مناسبه. اين كتاب پيچيده اي هست چونكه احساسات شديد و پستي بلنديهاي زيادي رو درش مي بينيم - بنابراين به كسي احتياج داريم كه بازيگرها رو فوق العاده كارگرداني كنه - و از طرف ديگه از نظر كارهاي اكشن و جلوه هاي ويژه تصوير هم واقعاً پيچيده است. اون شخص بايد هردوي اين ابزارهارو توي جعبه وسايل كارش داشته باشه.»

در مورد كاراكتر رنزمه:‌

گادفري با اشاره به فيلم فانتزي ديويد فينچر كه در سال 2008 نامزد دريافت جايزه ي اسكار شد، فيلمي با بازي برد پيت در رابطه با مردي كه هرچه سنش بيشتر مي شود جوانتر مي شود، مي گويد: «من يه منظره هايي از فيلم ‘The Curious Case of Benjamin Button’ توي سرم مياد. مسلماً همراه با بازيگر جلوه هاي ويژه استفاده مي شه. اگه در آخر يه موجود كاملاً گرافيكي خلق بشه من كه تعجب نمي كنم، اما علاوه بر اون ممكنه از شاتهاي انساني روي ساند استيج هم باشه. نمي دونم. ما به يك كارگردان احتياج داريم. وقتي كه كارگردان رو پيدا كنيم، اون كارگردان خودش يك ديدي از اينكه چطور مي خوان از آب درش بيارن داره.»

pic

نوشته شده توسط neda | ۱ تير ۱۳۹۰ ساعت ۰۱:۲۰:۴۹ | آرشيو نظرات (6) | ادامه مطلب

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

pic

نوشته شده توسط neda | ۳۱ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۱۲:۰۷ | آرشيو نظرات (1) | ادامه مطلب

 
 
 
 
 
 
 
 
 

خلاصه داستان

دخترنوجواني به اسم ايزابلا " بلا" سوان تصميم مي‌گيرد از خانه مادرش در فينيكس در آريزونا به شهر كوچك فوركس (به انگليسيForks)درايالت واشنگتن نقل مكان كند و در كنار پدرش چارلي زندگي كند. در مدرسه بلا با همكلاسي مرموزش ادوارد كالن آشنا مي‌شود. ادوارد در اصل خون آشام ۱۰۹ ساله‌اي است كه در ظاهر نوجوان ۱۷ ساله‌اي به نظر مي‌آيد. هر چند در ابتدا ادوارد سعي مي‌كرده از اين عشق دوري كند ولي با اين حال آن دو دل به يكديگر مي‌بازند. بلا ادوارد را خاطرجمع مي‌سازد كه مشكلي با خون آشام بودن او و خانواده اش ندارد. وقتيكه سه خون‌آشام مسافر جيمز، لورن و ويكتوريا به شهر فوركس گذر مي‌كنند، زندگي بلا دستخوش خطر از جانب آنها مي‌شود. خانواده ادوارد، يعني آليس، كارلايل، اِسم، جاسپر، اِمت، و روزالي به او كمك مي‌كنند كه از دست خون آشام‌ها فرار كند و زندگي خود را به خطر مي‌اندازند تا او را حفظ كنند.

درباره فيلم

فيلم گرگ و ميش براساس اولين رمان خون آشامي از مجموعه محبوب و پرفروش شفق ، نوشتهٔ استفاني ماير است. فيلمنامهٔ اين فيلم را كه مليسا روزنبرگ تهيه كرده، در شش ماه نوشته شده است و فيلمبرداري فيلم گرگ و ميش  از فوريه ۲۰۰۸ آغاز شد و تا مي همان سال ادامه داشت.

 

 

خلاصه داستان فيلم:

بلا ( كريستين استوارت ) بايد درباره زندگيش انتخابي سرنوشت ساز بگيرد. او كه درحال فارغ التحصيلي است بايد بين ادوارد ( روبرت پتينسون ) كه يك خون آشام است و جيكوب ( تايلور لاتنر ) يك نفر را انتخاب كند. از طرفي گروهي از جادوگران و تبهكاران شب در سياتل ظهور كرده اند كه شبانه به مردم حمله ور شده و خون انها را ميخورند. اكنون ادوارد و گروه دوستانش بايد خود را براي مقابله با آنها كه قصد دارند...

 

 


گرگ و ميش 2: ماه جديد The Twilight new moon

 

براي بلا سوان ، چيزي هست كه از خود زندگي هم مهم تر است : ادوارد كالن .
اما گرفتار شدن در دام عشق يك خون آشام ، خطرناك تر از حد تصور اوست . پيش از اين ، ادوارد ، بلا را از چنگال مرگ آور خون آشام شرور و شيطان صفتي به نام جيمز نجات داده است ، اما حالا دوستي جسارت آميز و بي پرواي آنها ، همه ي عزيزان و نزديكانشان راتهديد مي كند . آنها در مي يابند كه شايد در آغاز زنجيره اي طولاني از رنجها و سختي ها قرار گرفته باشند.

pic

نوشته شده توسط neda | ۳۱ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۲۰:۲۰ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

 
 

بلا اكنون ۱۸ سال دارد، و در خفا با خود نگران اين موضوع است كه در حاليكه او پاي به سن مي‌گذارد، ادوارد كماكان ۱۷ ساله خواهد ماند. عشق و علاقه آنها هر روز به هم شديدتر مي‌شود. بلا خواهان تبديل شدن به يك خون‌آشام است تا عشق ابدي ادوارد بماند. از طرفي نيز ادوارد كالن (رابرت پتينسون) از فرط عشق بي حد و حصر به بِلا سوان (كريستن استوارت) او را ترك مي‌كند (تا به او «اجازهٔ يك زندگي معمولي آدميزادي را بدهد»). بلا دچار افسردگي شديد مي‌شود.

اما در غياب ادوارد، بلا مجبور است جاي عاطفي ادوارد را تدريجاً پر كند تا از اين افسردگي بيرون آيد. او به همين منظور سعي مي‌كند با جيكوب (از خانوادهٔ دوستان قديمي پدرش، و يك بومي سرخ‌پوست) دوست شود. جيكوب پيشنهاد دوستي او را مي‌پذيرد، و هر دو مدتي را با هم سپري مي‌كنند و يكديگر را از تنهايي در مي‌آورند، ليكن ادوارد هنوز در ته دل بلا جاي دارد، و از ذهنش بيرون نمي‌رود، و اين موضوع او را رنج مي‌دهد.

اما رفته رفته با ورود به سنين كامل بلوغ، جيكوب دچار تغييراتي تدريجي گشته‌است. او كمي تندخو شده‌است، و اكنون داراي نيروي جسماني بسيار زيادي است، همانند ادوارد. به همين دليل سعي مي‌كند كه تدريجاً از بلا دوري كند، تا مبادا از روي تندخويي‌اش بلا را ناراحت كند. اما هنگامي كه خون‌آشامان ديگر (از داستان فيلم اول)، كه مي‌دانند ادوارد ديگر از بلا محافظت نمي‌كند، براي كشتن بلا سراغش مي‌روند، ناگهان چندين گرگ غول‌پيكر به نجات بلا مي‌آيند، و يكي را كشته، و خون‌آشام ديگري را به سواحل دريا فراري ميدهند. بلا پس از مدتي متوجه مي‌شود كه جيكوب و قبيله‌اش در واقع يك گروه گرگينه‌اند. او كه اكنون دل‌مردهٔ ادوارد شده‌است، اقدام به خودكشي ميكند، اما موفق نمي‌شود.

بازيگران فيلم در پاريس

در همين گيرودار، ادوارد نيز براي خودكشي، مشابها اقدام ميكند، و از هيئت «ولتوري» (كه گروهي قدرتمند از خون‌آشام‌هاي اروپايي هستند) براي خودكشي كمك مي‌گيرد. وقتي بلا (از طريق خواهر ادوارد) از اين موضوع مطلع مي‌شود، سريعا به ايتاليا مي‌رود تا از اين كار ادوارد جلوگيري كند. در آخرين لحظات، آنها ميرسند، اما ولتوري كه از وجود بلا خاطر خوشي ندارند، با اين شرط بلا را نمي‌كشند كه ادوارد قول خون‌آشام كردن او را به آنها بدهد. آنها به امريكا باز ميگردند، و ۳ سال براي اين كار مهلت ميگذارند (هر چند كه باز ادوارد ته دلش به اين كار راضي نيست).

در آخر فيلم، جيكوب نهايتا ادوارد را با خود در جنگل رو در رو مي‌كند، و بلا مجبور مي‌گردد كه يكي از آنان را علنا انتخاب كند. بلا ادوارد را انتخاب مي‌كند، و جيكوب بصورت گرگ در جنگل‌ها ناپديد مي‌شود.

از نكات قابل توجهي كه احتمالا در فيلم سوم به آن پرداخته خواهد شد اين است كه نيروهاي ثانويهٔ خون‌آشام‌ها (خواندن فكر، القاي درد، و غيره) بطور مرموزي بر روي بلا اثر ندارند. اين موضوع باعث مي‌شود كه ولتوري بلا را همواره از دور زير نظر گيرند.

 

pic

نوشته شده توسط neda | ۳۱ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۱۵:۰۸ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

 
 
 
خلاصه داستان
 
 
دخترنوجواني به اسم ايزابلا " بلا" سوان تصميم مي‌گيرد از خانه مادرش در فينيكس در آريزونا به شهر كوچك فوركس (به انگليسي: Forks)در ايالت واشنگتن نقل مكان كند و در كنار پدرش چارلي زندگي كند. در مدرسه بلا با همكلاسي مرموزش ادوارد كالن آشنا مي‌شود. ادوارد در اصل خون آشام ۱۰۹ ساله‌اي است كه در ظاهر نوجوان ۱۷ ساله‌اي به نظر مي‌آيد. هر چند در ابتدا ادوارد سعي مي‌كرده از اين عشق دوري كند ولي با اين حال آن دو دل به يكديگر مي‌بازند. بلا ادوارد را خاطرجمع مي‌سازد كه مشكلي با خون آشام بودن او و خانواده اش ندارد. وقتيكه سه خون‌آشام مسافر جيمز، لورن و ويكتوريا به شهر فوركس گذر مي‌كنند، زندگي بلا دستخوش خطر از جانب آنها مي‌شود. خانواده ادوارد، يعني آليس، كارلايل، اِسم، جاسپر، اِمت، و روزالي به او كمك مي‌كنند كه از دست خون آشام‌ها فرار كند و زندگي خود را به خطر مي‌اندازند تا او را حفظ كنند.
 
درباره فيلم
 

اين فيلم براساس اولين رمان خون آشامي از مجموعه محبوب و پرفروش گرگ و ميش، نوشتهٔ استفاني ماير است. فيلمنامهٔ اين فيلم را كه مليسا روزنبرگ تهيه كرده، در شش ماه نوشته شده است و فيلمبرداري آن از فوريه ۲۰۰۸ آغاز شد و تا مه همان سال ادامه داشت.

هاردويك، كارگردان فيلم در مصاحبه‌اي با ام‌تي‌وي اعلام كرد كه آهنگي از گروه راك ميوز (Muse) در فيلم قرار گرفته كه مربوط به يكي از صحنه‌هاي دل‌شكستگي كاراكترهاي فيلم است.

بازيگران فيلم در سال ۲۰۰۹
براي نقش ادوارد بيش از پنج هزار نفر تست بازيگري دادند كه در آخر رابرت پتينسون از انگليس براي اين نقش انتخاب شد. رابرت پتينسون در مصاحبه‌اي گفته است كه اين اولين نقش آمريكايي است كه بازي كرده و هيچ تمرين رسمي هم براي لهجه آمريكايي انجام نداده است. او پيش از اين در چهارمين قسمت فيلم هري پاتر در نقش سدريك ديگوري بازي كرده بود.
 
نقش‌ها
  • كريستن استوارت در نقش بلا سوان
  • رابرت پتينسون در نقش ادوارد كالن
  • تيلور لاتنر در نقش جيكوب بلك
  • اشلي گرين در نقش آليس كالن
  • نيكي ريد در نقش روزالي هيل
  • كلان لوتز در نقش امت كالن
  • جكسون رادبورن در نقش جاسپر هيل
  • اليزابت ريسر در نقش اسم كالن
  • پيتر فاسينلي در نقش كارلايل كالن
  •  
     
     
     

    pic

    نوشته شده توسط neda | ۳۱ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۰۴:۲۱ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

    نظر بديد
     
    از چه فيلمي خوشتون مياد
     
    چه سريال و چه فيلم
     
    منتظر نظرتون هسسسستم
     
    مثلا فيلم و سريال هاي ايراني يا خارجي

    pic

    نوشته شده توسط neda | ۳۰ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۶:۴۷:۱۵ | آرشيو نظرات (2) | ادامه مطلب

    اگه چيزي دوس داشتين بگين تا براتون بذارم
     
     

    pic

    نوشته شده توسط neda | ۳۰ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۶:۴۳:۵۳ | آرشيو نظرات (1) | ادامه مطلب

    براي يادگيري مكالمه زبان انگليسي مجموعه كتاب ها وسي دي هاي [ مكالمه اسان] در سه سطح مقدماتي - متوسطه و پيشرفته از سري كتاب هاي انتشارات زبان دانشجو راپيشنهاد ميكنم براي بدست اوردن اطلاعات بيشتر به سايتwww.zdpublication.ir  مراجعه كنيد

    pic

    نوشته شده توسط neda | ۲۹ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۴۱:۱۴ | آرشيو نظرات (1) | ادامه مطلب

    pic

    نوشته شده توسط neda | ۲۸ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۰۸:۳۸ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

    جك جديد

    اولي: آقاي دكتر، من فكر مي كنم عينك لازم دارم. دومي: بله حتما! چون اين جا مغازه ساندويچ فروشي است!

    .

    .

    .

    يك حقيقت زندگي: هر چقدر به ديگران كمك كني چند برابر ش از جايي كه فكرشو نمكني بهت كمك ميشه ميگي نه؟ شماره حساب منو يادداشت كن……….

    .

    .

    .

    غضنفر هي نگاه به گوشيش ميكرده و ميخنديده ، بهش ميگن اس ام اس اومده ؟ ميگه آره ، ميگن چيه ؟ ميگه يكي هي اس ام اس ميده Low Battery !!!
     
     
     
    نظر فرا موش نشه
     

    pic

    نوشته شده توسط neda | ۲۸ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۰۲:۳۵ | آرشيو نظرات (3) | ادامه مطلب

    شبي از شبها تو به من گفتي كه شب باش: من كه شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود به اميدي كه تو فانوس شب من باشي!!!

    ۲-شراب را دوست دارم چون رنگ خون است خون را دوست دارم چون در رگ جريان دارد رگ را دوست دارم چون به قلب راه دارد قلب را دوست دارم چون جايگاه توست!


    ۳-سلام ببخشيد از اداره هواشناسي مزاحم مشوم اينجا كسي دلش هواتون را كرده چه كار بايد بكنه؟

    ۴-در صفحه ي شطرنج زندگيم تمام مهره هايم مات مهربانيت شد و من با اسب سفيد قلبم به سوي تو تاختم تا بگويم:شاه دلم دوستت دارم!

    ۵-ميدوني فرق لبخند تو با لبخند من چيه ؟ تو وقتي شادي ميخندي،من وقتي تو شادي ميخندم!!!

    ۶-ديابت لباتم، خراب اون چشاتم، عاشق اون صداتم، بادبون كشتياتم، ديونه ي نگاتم، روانيه اداتم، ديگه جي ميخواي ، بخواي نخواي فداتم ...

    ۷-يه سنگ كافيست براي شكستن يه شيشه! يه جمله كافيست براي شكستن يه قلب! يه ثانيه كافيست براي عاشق شدن! يه دوست مثل تو كافيست براي تمام زندگي!!!

    ۸-دوست دارم تو سيب باشي و من چاقو پوستتو بكنم مي دوني چرا؟؟؟ چون چاقو بخواد پوست سيب رو بكنه بايد همش دورش بگرده...

    ۹-اگه شكلات بودي شيرين ترين بودي. اگه عروسك بودي بقلي ترين بودي. اگه ستاره بودي روشن ترين بودي. و تا زماني كه دوست مني عزيزتريني!!!

    ۱۰-تصور كن شلوار بچه ۶ ساله رو پوشيدي, حس ميكني چقدر تنگه, دلم برات همون قدر تنگ شده!

     

    pic

    نوشته شده توسط neda | ۲۸ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۶:۵۳:۰۴ | آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

    ۱-واي واي واي!!! بايد رژيم بگيري،هر روز داري چاق تر ميشي،ميدوني از كجا فهميدم؟چون داري جاي بيشتري تو قلبم باز ميكني!!!

    ۲-اگه يه روز ديدي كه تمام درخت هاي محلتون رو بريدن ،ناراحت نشو،چون هنوز منو داري كه بهم تكيه كني!!!

    ۳-اوني كه تورو واقعا دوست داره ۴ تا مريضي ميگيره:۱ـفراموشي ۲-..... ۳-..... ۴-.....  سه تاي ديگرو فراموش كردم

    ۴-اگر نيوتون قبل از مرگش چشم هاي تو رو ميديد،معني واقعي جاذبرو ميفهميد!!!

    ۵-اگه ديدي يه روز بابا نويل اومد تو اتاقت،تو رو گذاشت تو كيسه و با خودش برد،بدون يه نفر بهترين هديه دنيارو ازش خواسته!!!

    ۶-يه ضرب المثل چيني ميگه:غرورتو به خاطر كسي كه دوستش داري بشكن،اما كسيرو كه دوست داري ، به خاطر غرورت نشكن!!!

    ۷-اگه قرار باشه ۸۰ روز دور دنيا بگردم،دور تو ميگردم چون تو دنياي مني!!!

    ۸-يه ضرب المثل چيني ميگه:برنج سرد را ميتوان خورد ،چاي سرد را ميتوان نوشيد ، اما نگاه سرد را نميتوان تحمل كرد!!!

    ۹-به اندازه يه كيلو خاك شير دوست دارم ،بشمار ببين چند تاست

    ۱۰-اس ام اس love86 :الاهي چوب بشي ،پشمك بشم ، دورت بگردم!!!

    ۱۱-اگه يه روز فروختوت ،ناراحت نشو،چون من آدم فروش نيستم گل فروشم!!!!


    نوشته شده توسط neda | ۲۸ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۶:۳۴:۰۶ | آرشيو نظرات (1) | ادامه مطلب

    ۱-سلام. ببخشيد بد موقع مزاحم شدم!، راستش را بخواهيد يه سوالي داشتم خيلي وقت بود ذهنم را مشغول كرده بود، مي خواستم بپرسم... مي خواستم... اصلا ولش كن. بزار براي بعد، خب؟

    ۲-خيلي ببخشيد..مثل اينكه موقع بدي مزاحم شدم..خواستم بپرسم آب خوردي آفتابه رو كجا گذاشتي!!!

    ۳-مي خواستم ببينم شبا كه مي خواي بخوابي گوشيتو خاموش مي كني كه سره كارت نزارن...!!!

    ۴-سلام.اصلا نمي خواستم بيدارت كنم ولي مجبورم.من ميخوام برم دستشويي ولي تاريكه مي ترسم تو رو خدا تو هم بيا!!!

    ۵-(مخصوص ساعت 3 نصفه شب)ببين يكي مي خواست الان بهت اس ام اس بزنه بيدارت كنه
    من نذاشتم بيدارت كنه - كار خوبي كردم ؟؟؟

    ۶-ببين الان ساعت 12شبه. 1 ساعته ديگه قراره كه منگولا برن پيش خدا و شفا بگيرن .حواست باشه يادت نره ها ، خواب نموني يه وقت!!!

    ۷-به اشتياق اولين دانه برف، به تحمل آخرين برگ پاييز، به گرماي تن خورشيد و به زيبايي آسمان شب قسم مي خورم كه سر كاري!!!

    ۸-خوش حالم كه خوابي عزيزم ،

    چون اگه بيدار بودي و مي دونستي از دلتنگي تو خوابم نمي بره حتما خوابت نمي برد!!!

    ۹-اين اس ام اس رو فرستادم فقط براي اينكه مشغول باشي و با اونجات ور نري !!!

    ۱۰-سلام .... تو رو خدا ببخش .... نمي‌خواستم اين موقع شب بيدارت كنم ..... واقعاً ببخش.... سعي كن دركم كني .... من موبايلم گم شده زنگ بزن به گوشيم تا ببينم كجاست .شرمنده!!!

     

    نظر يادتون نرررره


     


    نوشته شده توسط neda | ۲۸ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۶:۳۱:۱۹ | آرشيو نظرات (3) | ادامه مطلب

    ۲-قزوينيه تو صف نون بوده، يه پسر خوشگل هم جلوش واستاده بوده. يه دفعه شاطره مياد بيرون، ميگه: نون تموم شد! ملت هم ميرن دنبال كار و زندگيشون و صف به هم ميخوره. قزوينيه شاكي ميشه، داد مي‌زنه: نون تموم شد كه شد! صف رو چرا بهم ميزنيد!!!؟؟؟

    ۳-يه بابايي چكش تو قزوين برمي‌گرده ميفته زندون، با خودش ميگه الان اينا ترتيب ما رو ميدن، بگذار يكم خالي ببنديم،‌ بلكن بترسند. شروع مي‌كنه ميگه: آره من دو نفر رو خفه كردم، تو يك درگيري سه تا پليس كشتم، شيش تا بي معرفت رو تو يك شب كاردي كردم، همين ديروز هم يك نالوطي رو با ساطور كشتم! يارو قزوينيه بهش ميگه: ‌بالام جان تو ما رو هم كشتي!!!

    ۴-ميگن يه يارو ميره قزوين پولش از دستش ميافته ولي جرات نداشته ورش داره يه پيرمرده داشته رد ميشه ميگه چيه بالام جان؟ خلاصه يارو ميگه كه آره مي تر سم خم شم پولو وردارم ترتيبمو بدن پيرمرده ميگه نه بالام جان اين حرفا مال قديمه مردم الان ديگه از اين كارا نمي كنن ... خلاصه يارو تا خم ميشه پولشو ور داره پيرمرده يه دفعه ميره ميزاره تقش!! يارو بلند ميشه ميگه مگه نگفتي اين كارا مال قديما بوده ؟؟ پيرمرده ميگه خوب بالام جان منم مال قديمم ديگه !!!!!

    ۵-قزوينيه زن ميگيره، شب عروسي برادره زنه بهش ميگن: ببين آبجي! اگه اين يه شب به تو گفت برگرد، بيا به داشت بگو تا دهنش رو سرويس كنم! زنه هم ميگه باشه و ميره سر خونه زندگيش. بعد از سه سال، يك روز زنه شاكي مياد پيش برادراش ميگه: آقا داداش،‌ اين بي‌غيرت ديشب به من گفت برگردم! يارو برادره خيلي شاكي ميشه، قمه به دست مياد سراغ قزوينيه، ميگه: مرتيكه بي ناموس! حالا به آبجي ما ميگي برگرده؟! قزوينيه ميگه: بالام‌جان يعني ما بعد از سه سال حق نداريم بچه دار شيم!!!

    ۶-قزوينيه حوصلش سرميره، ‌زنگ مي‌زنه كون‌كلوپ(!) يك كون سفارش ميده!! بعد از بيست دقيقه در خونش رو مي‌زنن، ميره از چشمي نگاه مي‌كنه مي‌بينه يك يارو غول بيابوني با تريپ خلافي پشت در واستاده! قزوينيه مي‌پرسه: ‌بالام جان با كي كار داري؟ يارو با صداي كلف ميگه: مارو از كون‌كلوپ فرستادن!! قزونيه زود درو قفل مي‌كنه،‌ زنگ مي‌زنه كون‌كلوپ ميگه:‌ بالام جان اين كوني كه فرستاديد، توجيح شده كه اومده كون بده يا كون بكونه؟؟؟

    ۷-زن قزوينيه ميره دادگاه ميگه:‌ آقاي قاضي ديگه خسته شدم. ميخوام طلاق بگيرم. اين هر شب منو از كون ميكنه! قاضي ميگه:‌ خواهر اين كه خيلي مهم نيست، شما بيخودي زندگيت رو سر هيچ و پوچ نابود نكن! زنه ميگه: آخه آقاي قاضي، روزي كه من اومدم خونه اين، سوراخم اندازه يه دو ريالي بود حالا اندازه يه دو تومني شده! قاضيه ميگه: اي بابا، آدم كه واسه هيجده ريال زندگيش رو به هم نميزنه!!!

    ۸-قزوينيه مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، مي‌پرسه:‌ گرده؟ يارو ميگه:‌ آره. قزوينيه ميگه: كونه؟! يارو ميگه: ‌نه آقا، اين حرفها چيه. ميپرسه:‌ سفيده؟ يارو ميگه: بله. ميگه:‌ ‌بالام‌جان كونه؟! يارو ميگه: نه جانم، كون نيست! قزوينيه مي‌پرسه: وسطش چاك داره؟! يارو ميگه:‌ آره. ميگه:‌آها! فهميديم..بالام جان كونه؟! يارو ميگه:‌ باباجان من كه گفتم نه! كون نيست! قزوينيه ميگه:‌ سوراخ داره؟! يارو ميگه: ‌نه. قزوينيه ميگه:اَاا... بالام جان اين چه كونيه كه سوراخ نداره؟؟؟

    ۹- قزوينيه ميميره، اون دنيا به علت 70 سال بچه‌بازي مستمر ميندازنش قعر دوزخ، پيش اژدهاي دو سر! يك مدت ميگذره طبقه‌هاي ديگه جهنم هي صداي آه و اوه و داد و بيداد مي‌شنيدن. بالاخره دو سه تا از فرشته‌ها ميرن پيش رئيس جهنم ميگن: اين بيچاره گناه داره، بگذار از پيش اين اژدها بياريمش بيرون. اونم ميگه باشه. همچين كه در سلول قزوينيه رو باز مي‌كنن، اژدهاي مي‌زنه بيرون، حالا ندو كي بدو! فرشته‌ها بهش ميگن: ‌بابا خجالت بكش! آخه چرا داري در ميري؟ اژدهاي ميگه: بابا اين دهن منو سروريس كرده! الان دو ماهه گير داده كه: بالام‌ جان تو كه دو تا سر داري، پس اونيكي كانت كجاست؟؟؟

    ۱۰-يارو قزوينيه با پسرش مشغول بوده، پسرش هي جيغ و داد ميكرده كه: آااي! بابا نكن! اااوووخ! درد ميگيره! قزوينيه شاكي ميشه،‌ ميگه: خفه شو پدرسگ! مگه ما خودمون بچه نبوديم!!!

    ۱۱-قزوينيه بدجوري حشري شده بوده، ميره واميسته سر كوچشون،‌ اولين بچه اي كه داشته رد ميشده رو ميكشه كنار، ‌شروع ميكنه به كار خير. بچه هم شروع مي‌كنه به گريه و جيغ و داد. قزوينيه با خودش ميگه: بگذار يكم باهاش حرف بزنيم،‌ سرش گرم شه، ‌صداش بخوابه. بر مي‌گرده به بچهه ميگه: بالام جان شما تو كدوم كوچه مي‌شينيد؟ بچه همينجور كه داشته گريه مي‌كرده،‌ ميگه:...اهه! تو همين كوچه...اهه!.. قزوينيه ميگه:‌ بالام جان،‌ پلاك خونتون چنده؟ ميگه: اهه..اهه..پونزده.. قزوينيه ميگه: ا؟ بالام جان، كدوم طبقه؟ بچهه ميگه:..اهه.. طبقه سوم. قزوينيه با تعجب ميگه: اصغر؟ بابا تويي؟!! چرا مدرسه نرفتي؟!!!


    نوشته شده توسط neda | ۲۸ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۶:۲۹:۰۷ | آرشيو نظرات (3) | ادامه مطلب

    [ ۱ ]

    www.neda.zanblogger.com



    تمام حقوق متعلق به پارسفا ميباشد